خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





تقدیم به همه چهل و چهار نفری که تهران - قم ؛ آخرین راهِ ناتمام زندگی شان بود...

    تقدیم به همه چهل و چهار نفری که تهران - قم ؛ آخرین راهِ ناتمام زندگی شان بود...

    شاید کسی از بازمانده ها نپرسیده باشد راننده چه فیلمی برایشان انتخاب کرده بود تا لحظه وقوع حادثه حواسشان به جاده نباشد، کودکی شاید سرش را گذاشته باشد روی شانه بابا و اولین و آخرین خواب ها را می بیند، بانویی برای همسرش چای ریخته و احتمالاً چند صندلی عقب تر دختر و پسری تلاش میکنند زیر چشمی رابطه ای تازه را شروع کنند، کسی چه می داند؟!
    احتمالاً اتوبوس روبرویی هم شرایط مشابهی دارد، لابد مردی سرش را روی شیشه گذاشته و به نشدنی های زندگی اش فکر میکند، به اجاره و قسط و بدهی! و شاید زنی خانه را رها کرده و دارد برمیگردد پیش پدر مادرش در اردکان...
    روز واقعه اما فرا رسیده است، ماه خجالت میکشد نگاه کند!
    تنِ زمین می لرزد! باد دارد از اینجا فرار میکند! آدم های بیگناه قرار است به کام مرگ بروند و خدا نشسته فقط نگاه میکند...!!
    چهل و چهار نفر در کمتر از 10 دقیقه می سوزند و دود می شوند.
    زن، بچه، مرد... اما ما دلمان پیش آنهاست که نمیدانیم تاوان کدام اشتباه را پس می دهند؟ و داریم فکر میکنیم که این راه های ناتمام کی تمام می شود و این "هرگز نرسیدن" ها کجا از دایره واژه هایمان رخت بر می بندد... با خود نشسته ایم و فکر جاده های ناتمام و آدم های به مقصد نرسیده ما را دمی به حال خودمان وا نمیگذارد...
    ما آدم های بیخیال، گاهی شاید تلنگر لازم باشیم! که بیدار شویم، که فراموش نکنیم مرگ همینجا نشسته و مدام به زندگی مان سرک میکشد.

    نوشته :"علی مهریزی"

    پ.ن ما هم به نمایندگی از طرف متولدین آذر به تمام بازماندگان این حادثه دلخراش تسلیت میگوییم . 
    روحشان شاد و یادشان گرامی


    این مطلب تا کنون 17 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : نشسته ,شاید ,زندگی ,ناتمام ,
    تقدیم به همه چهل و چهار نفری که تهران - قم ؛ آخرین راهِ ناتمام زندگی شان بود...

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده